خرید بک لینک
به خانه رسیدم و دیدم ایستاده پای گاز و کوه سیبزمینی سرخکرده کنار دستش. شبیخونی زدم و گفتم بیا شیرینی مامبزرگ. عکس انداختم و در اینستاگرامم استوری گذاشتم: بچهها تکتک زنگ زدند خانه. من توی تاری

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:47

دعوایشان کردم. نه از آنها که داد و بیداد راه میاندازند و بچه را متهم میکنند که بیمسئولیت است و کودک و فهمش نارسیده. قدیمها یکبار امتحان کرده بودم. شبیه من نیست. جواب هم نمیدهد. از آن دعواهای م

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 1:47

صدای باران میآید. فوتبال میدیدم. مثل یک قصهی کشدار بیواقعه بود. صدایش را قطع کردم. خانه تاریک بود. چهار زانو نشستم و به صدای نفسهایم گوش دادم. گلویم خسخس میکرد. همهی تخمه فلفلیهایی که سپهر ج

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 20:29

خانه که بودم، شبها زود سر میرسید. خانه حوالی ساعت ده دیگر خاموش میشد. نه اینکه همه بخوابند، هرکدام به گوشهی تاریک خودمان میخزیدیم و شبمان را قسمت میکردیم با خیالی، شعری، زمزمهای. کسی کاری به

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 20:29

«در قعر هاویه، صدای رستگاری به گوش میرسد. لحظهی تاریک، لحظهای است که پیام واقعی تحول در شرف آمدن است. در تاریکترین لحظهها، نور فرا میرسد.» _قدرت اسطوره هفتهی هفدهم لیگ برتر، منچستر با 19

برچسب: نویسنده: ساناز رضایی تاريخ: سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 20:29

صفحه بندی